جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1623
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مسلم به سوگند خود وفادار ماند و با كمال رضايت و اختيار در كنار حسين ( ع ) جان سپرد . حبيببن مظاهر كه در كنار مسلم بن عوسجه جانفشانى كرد ، به او مىگويد : « به خدا سوگند ، اگر يقين نداشتم كه به زودى به همراه تو كشته مىشوم ، دوست مىداشتم كه وصيّتهاى خود را به من بگويى ، تا خواستههايت را به انجام برسانم . » اما مسلمبن عوسجه ، آخرين كلمات خود را خطاب به حبيب چنين گفت : « خدا رحمتت كند ، به تو وصيت مىكنم كه در كنار اين مرد جان بدهى » و با دست اشاره به حسين ( ع ) كرد . حربن يزيد رياحى كه از مقايسهء پليدى يزيد و يارانش با ايمان و ايثار و جانبازى حسين و پيروانش بيدار شده بود ، در يك لحظه به تمام جاه و جلال دنيا پشت كرد . داستان اين است كه حربن يزيد رياحى از جمله سردارانى بود كه بنىاميه به آنها وعدهها داده بود كه اگر در جنگ با حسين ( ع ) شركت كنند و او و يارانش را به قتل رسانند ، سود بسيار نصيبشان خواهد شد . عبيدالله بن زياد ، فرماندار كوفه هم شخصاً او را مأمور ساخت تا اين جنايت هولناك و فجيع را مرتكب شود . حرّ آهسته آهسته به پايگاه حسين ( ع ) نزديك شد . آنگاه اسب خود را راند و نزديك حسين ( ع ) رسيد و گفت : « من آمدهام تا در پيشگاه خداى خود از عمل خويش توبه كنم . مىخواهم جانم را فداى تو كنم ، تا در پيش تو جان بسپارم ! » و سرانجام در ميان دوستان حسين ( ع ) جان داد ! مجموعه اندك ياران حسين ( ع ) كه به صد نفر نمىرسيد در مقابل